شنبه ۱۰ اکتبر ۲۰۰۹

راه





دوست داری این راه به کجا برسه؟!

پیوست: به دلیل انتقال هاست کامنت دونی بسته است. تا چند روز آینده برمی گردم

دوشنبه ۵ اکتبر ۲۰۰۹

شکمو

یکی از مواردی که وقتی آدم یه زندگی مجردی رو شروع می کنه دغدغه آشپزیه! این که امروز ناهار چی بخورم یا شام چی کار کنم؟! بعضی ها که قربونشون برم اصلا از آشپزی و مواد غذایی هیچی سر در نمیارن. خوب اونا مجبورن خودشون رو با غذاهای محلی که هست وفق بدن و سعی کنن اون غذاها رو هر چقدر هم بد و بدمزه باشه برای زنده موندن! بخورن. ولی من هرگز تحمل غذاهایی که بیرون پخته میشه رو ندارم مگه اینکه اینترنشنال باشه. یعنی اگه یه زمانی هم بخوام بیرون غذا بخورم که خیلی کم پیش میاد فقط مک دونالد، پیتزا هات، کی اف سی و گاهی هم ساب وی رو انتخاب می کنم و محاله که در رستوران های محلی غذایی بخورم!
ولی خوب سخته که یه نفر دانشجو که کلی هم درس داره بخواد روزی دو بار آشپزی کنه. روی این اصل من شب یه غذا درست می کنم و برای فردا ظهر هم همون غذا رو می خورم. اینجوری در وقت صرفه جویی می شه. بعدش هم سبد غذایی من محدود شده به غذاهایی که راحت و سریع درست میشن! پلوهای مخلوط مثه لوبیا پلو، عدس پلو، استانبولی، ماکارونی، مرغ و خورش قیمه و خورش بادمجان، ساندویچی که خودم درست کنم و سوپ و چند تا غذای ساده دیگه که برای هفته بعد هم این غذاها دوباره تکرار میشه! و هر وقت بابا اینا ازم می پرسن که غذا چی خوردی مثلا میگم لوبیا پلو می خندن و میگن باز تو لوبیا پلو داری؟!
به نظر خودم تنوع غذاییم بد نیست. ناراضی نیستم. شما غذای ساده و بدون دردسری سراغ دارید که بشه توی این برنامه غذایی جا داد؟!