اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند. روزی که تمام اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند، فقط یک پسربچه با چتر آمده بود، این یعنی اعتقاد.
اعتماد را می توان به احساس یک کودک یکساله تشبیه کرد،وقتی که شما آنرا به بالا پرتاب می کنید،او می خندد.... چراکه یقین دارد که شما او را خواهید گرفت، این یعنی اعتماد.
هر شب ما به رختخواب می رویم بدون اطمینان از اینکه روز بعد زنده از خواب بیدار شویم. ولی شما همیشه برای روز بعد خود برنامه دارید، این یعنی امید.
ما که نه اعتقاد داریم
پاسخحذفنه اعتماد داریم
و نه امید
دی:
چقده سوت و کور شده !!! چرا ؟؟؟!!!
پاسخحذفمشقات زیاده ؟ تموم نشده ؟
:(
دلم واست تنگیده بود حسابی ..
بوووس
اعتماد و اعتقاد یعنی اینکه
پاسخحذفبعد از ماه ها منتظر بمانیم که سانی وبلاگش را بروز خواهد کرد
عالی بود مطلبتان
من که هم اعتقاد دارم هم اعتماد هم امید
پاسخحذفاِگزَکتلی سانی جوووووونم. خیلی خوب اومدی
پاسخحذفچه مطلب قشنگي....
پاسخحذففکر کنم اگه اینا نبود که زنده نمیموندیم تو این اوضاع سانی جونم
پاسخحذفراستی خوب خوبی دوست جون؟